عناوین پایان‌نامه و سمینارهای کارشناسی ارشد
رشته مهندسی عمران – مهندسی زلزله

دوره ششم سال تحصیلی ۷۹-۱۳۷۸

علیرضا وارسته
طراحی لرزه ای سازه‌ها براساس تغییرمکان و تعمیم آن به کنترل فعال

با پیشرفت فن آوری، امکان بکارگیری روشهای پیشرفته تر در جهت کاهش خسارات ناشی از زلزله در سازه‌های مهندسی عمران افزایش یافته است. یکی از این روشهای پیشرفته که اصول و کاربردهای آن ابتدا در علوم دیگر مهندسی از جمله الکترونیک و مخابرات گسترش پیدا کرده است استفاده از سیستم های کنترل فعال در سازه‌ها می باشد. بطور کلی در این روش سعی می گرددد با اندازه گیری پاسخهای سیستم توسط یک سری از حس گرها( Sensors) و با معلوم بودن مشخصات دینامیکی سازه و براساس الگوریتم های کنترلی موجود، خواص دینامیکی سازه‌ها بنحوی تغییر یابد که باعث کاهش پاسخ های سیستم به بارهای محیطی و از جمله زلزله گردد. یکی از روشهای رایج برای تحقق هدف بالا، محاسبه یک دسته نیروی کنترلی است که همزمان با بارگذاری اتفاقی خارجی(مانند زلزله) به برخی درجات آزادی سیستم اعمال و باعث کاهش پاسخهای مورد نظر می شوند. نیروهای فوق الذکر حاصل ضرب بردار خروجیهای اندازه گیری شده سازه در ماتریسی بنام بهره سیستم می باشند. الگوریتم های متفاوت کنترلی برای محاسبه این ماتریس وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از کنترل بازخوردی وضعیت، کنترل بازخوری شتاب، کنترل بازخوردی تغییرمکان، کنترل به روش تخصیص قطب و کنترل در فضای مستقل مدی. در سالهای اخیر گرایش در طراحی لرزه ای به سمت طراحی براساس عملکرد و بویژه طراحی براساس تغییرمکان می باشد. در این پایان‌نامه سعی شده است با بررسی برخی از روشهای کنترل فعال و تغییراتی در این الگوریتم ها، کنترل فعال را براساس تغییرمکانهای هدف که احتمالاً براساس کاربری و خطرپذیری سازه تعیین می شوند، به سازه اعمال کرد. این روش باعث کاهش انرژی لازم سیستم های کنترلی می گردد. اهمیت این کار زمانی آشکار می شود که بدانیم یکی از معایب سیستم های کنترل فعال، نیاز آنها به منابع انرژی خارجی است که در زمان رخداد زلزله به لحاظ فنی و ایمنی اکثر آنها غیرفعال می گردند( مانند نیروگاههای برق فسیلی یا اتمی) در این پایان‌نامه برای هریک از الگوریتم های فوق الذکر برنامه ای کامپیوتری در محیط نرم افزار MATLAB 6.0 تهیه و مثالهایی بوسیله آنها حل شده اند. در پایان نتایج بصورت نمودارهای مناسبی ارائه شده اند.

فریبرز سهرابی
طراحی دیوراهای برشی بازشودار با عملکرد دوگانه شکل پذیری

وجود بازشو در المانهای بتن مسلح فرضهای ساده کننده طراحی را تغییرمی دهد. لذا طراحی به شیوه‌های معمول در مورد این المانها مناسب به نظر نمی رسد. از طرف دیگر در دیوارهای برشی بتن مسلح به دلایل معماری و یا سازه ای بازشوهایی ایجاد می شود. دلیل سازه ای ایجاد این بازشوها می تواند ایجاد ضعف در عملکرد برشی قسمتهای فوقانی و در نتیجه استفاده از مکانیزم خرابی برشی دیوار درکنارخرابی خمشی در پایه دیوار جهت ایجاد شکل پذیری دوگانه در دیوار باشد. هدف از این تحقیق مقایسه روشهای مختلف طراحی دیوارهای برشی بازشودار می باشد. لذا ابتدا روشهای طراحی موجود در دیوارها وتیرهای بتنی بازشودار مورد بررسی قرارگرفته ودو روش میله و کش و خرپای پلاستیسایته جهت طراحی دیوارهای بازشودرا انتخاب شده است. این دو روش در طراحی سه دیوار با شکل بازشوهای دایره ای، مستطیلی و شکاف دار(که هدف از ایجاد بازشو در آنه ایجاد عملکرد شکل پذیری دو گانه بوده است) اعمال شده و نتایج مورد بحث و بررسی قرارگرفته است. از آنجا که نقص عمده هر دو روش لحاظ نکردن بارگذاری رفت و برگشتی در عملکرد دیوار بتن مسلح است پیشنهاد شده است که اصلاحاتی در روشهای مذکور با استفاده از تئوری میدان فشار انجام گیرد

عباس ملکی
پهنه بندی لرزه ای چهارگوش تهران

براساس اهمیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر تهران، مطالعه دقیق این شهر براساس خطرات و خسارات احتمالی حاصل از زلزله‌های آینده ضروری می باشد. به این منظور در این مطالعه لرزه زمین ساخت ناحیه بررسی شده و پس از معرفی چشمه‌های لرزه ای محتمل و پارامترهای مربوط به آنها، با استفاده از برنامه ای کامپیوتری که به منظور تحلیل خطر زلزله در پهنه ای از نقاط نوشته شد، نتایج تحلیل خطر با رهیافت تعینی( DSHA) برروی سنگ کف برای هریک از سناریوهای چشمه‌های لرزه ای به تفکیک و همچنین با استفاده از رابطه‌های کاهندگی مختلف برای پهنه مورد مطالعه به دست آمد و در نهایت نتایج فوق با استفاده از درخت منطقی جمع بندی شد و نتایج نهایی ارائه شد. همچنین مراحل فوق با استفاده از رهیافت احتمالی(PSHA) و برای سه دوره بازگشت ۷۵، ۴۷۵ و ۲۴۷۵ سال تکرار شد و نتایج حاصل از سناریوهای مختلف و جمع بندی نهایی برای سه سطح خطر فوق با استفاده از درخت منطقی نیز ارائه شد.
نتایج نهایی تحلیل های فوق نشان دهنده غلبه چشمه‌های شمالی تهران، چشمه مشاء و چشمه شمال تهران، می باشد

وحید شریف
مطالعه اثر زلزله­های میدان نزدیک بر توزیع نیروهای برشی و لنگرهای خمشی سازه‌ها

پس از زلزله‌های Kobe-95 و Northridge-94 و مشاهده خسارات فراوان ناشی از این دو زلزله بسیاری از ضوابط آئین نامه ای زیر سوال قرارگرفت و از آن پس تحقیقات زیادی جهت بررسی علت وقوع چنین خرابی های وسیعی انجام گرفت که در نهایت علت وقوع چنین خرابی هایی به خصوصیات خاص زلزله‌های حوزه نزدیک نسبت داده شد. از مهمترین خصوصیات زلزله‌های حوزه نزدیک باند پهن نبودن نگاشت این زلزله‌ها و داشتن خصوصیات پالس گونه، برتری رفتار موج گونه سازه نسبت به رفتار مدگونه، تجمع رفتار غیر خطی سازه در نقاطی خاص و عدم توسعه رفتار غیر خطی و … می باشد.
هدف از این پژوهش بررسی اثرات زلزله‌های حوزه نزدیک بر توزیع ماکزیمم DCR های خمشی و برشی سازه و بررسی اینکه رفتار سازه تا چه اندازه به خصوصیات محتوی فرکانسی ورودی(مانند پریود پالس) حساس می باشد، خواهد بود

مهران سید رزاقی
تعیین مشخصات دینامیکی سد مارون با استفاده از تحلیل عددی و مقایسه آن با نتایج آزمایشات ارتعاش محیطی

در خلال سالهای گذشته سدهای خاکی مختلفی تحت اثر زلزله قرارگرفته اند و برخی از آنها دچار خسارات جزئی و یا کلی شده اند. لذا توجه پژوهشگران در نقاط مختلف جهان به بررسی رفتار لرزهای سدهای خاکی و سنگریزه­ای معطوف شده است. بطور کلی جهت بررسی رفتار لرزه ای سدهای خاکی(یا سنگریزه ای) چهارروش موجود است: استفاده از نگاشتهای ثبت شده از پاسخ های سدهای خاکی به زلزله‌های واقعی، انجام آزمایشات ارتعاشی درجا(ارتعاشات محیطی وارتعاشات اجباری)، روشهای آزمایشگاهی برروی مدلهائی کوچک مقیاس (میز لرزان و سانتریفوژ) وروشهای تحلیل عددی. بررسی رفتار سدهای خاکی با استفاده از زلزله‌های واقعی از یک سو نیازمند وجود یک سیستم ابزارگزای دقیق برروی بدنه سدهای خاکی می باشد و از سوی دیگر احتیاج به وقوع یک زمین‌لرزه در منطقه احداث سد دارد، لذ این روش بسیار دشوار و گاهی دست نیافتنی می نماید. روشهای عددی تحلیل دینامیکی سدهای خاکی نیز به نوبه خود دارای محدودیتهایی می باشند که عمدتاً مربوط به عدم تطابق کامل با خصوصیات واقعی سد می باشد. این عدم همخوانی که عمدتاً به سه دسته کل مشخصات مصالح، شرایط مرزی و تکیه گاهی و شرایط هندسی تقسیم می شوند، نتایج خروجی تحلیلهای دینامیکی گوناگون اعم از مودال، گذراف تاریخچه زمانی و… ر تا حد زیادی تحت تأثیر قرار می دهند. در این میان می توان آزمایشات ارتعاشی درجا را به عنوان معیار مناسبی جهت تعیین مشخصات دینامیکی اولیهFi و Ci و øi سدهای خاکی( ونیز سایر انواع سازه‌های مهم) به شمار آورد. همچنین از این روشها می توان جهت کنترل صحت تحلیلهای عددی و نیز کالیبراسیون مدلهای تحلیلی(نظیر مدلهای F.E.M ) استفاده نمود. کشور ایران در منطقه ای از جهان با لرزه خیزی زیاد واقع شده است و بسیاری از مناطق این کشور دارای خطر نسبی لرزه ای بسیار زیاد می باشند. روند رو به رشد ساخت واحداث سدها خاکی در ایران سبب شده تا بررسی مشخصات دینامیکی و رفتار لرزه ای اینگونه سدها در این کشور از اهمیت بسزائی برخوردار گردد. براین اساس آزمایشات ارتعاشی در جا، بر روی دو سد خاکی بزرگ(مارون و مسجد سلیمان) توسط پژوهشگاه بین‌المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله صورت گرفته است و نگاشتهای ثبت شده مورد تحلیل و پردازش قرارگرفته اند.
در این پایان‌نامه مدلهای دو بعدی و سه بعدی( F.E. ) سد مارون با استفاده از نرم افزار ANSYS مورد تحلیل مودال قرارمی گیرند و ضمن بررسی حسسایت خروجی نتایج تحلیل مودال به هریک از عوامل سه گانه مشخصات مصالح، شرایط هندسی وشرایط مرزی سعی در کالیبره نمودن مدل تحلیلی با نتایج آزمایشات ارتعاش محیطی شده است. شایان ذکر است نتایج آزمایشات ارتعاش محیطی توسط آقای مهندس محمد داودی و در قالب پایان‌نامه دکترای ایشان مورد تحلیل و پردازش قرارگرفته اند.

اشکان وثوقی
بررسی تحلیلی رفتار اتصالات صلب تیر به ستون مرکب تحت بار جانبی زمین‌لرزه

در ایران به علت محدودیت تولید نیمرخهای نورد شده، اغلب از ترکیب دو نیمرخ IPE که به وسیله ورق تقویتی سراسری یا تعدادی تسمه با فاصله مشخص به یکدیگر متصل شده اند، استفاده می گردد. اگر برای اتصال تیر به اینگونه ستونها از اتصال صلب استفاده شود، تیرها معمولاً به وسیله ورقهای اتصال بال و ورق اتصال جان به ورق تقویتی سراسری ستون یا ورق پوششی در ناحیه اتصال متصل می شوند که این ورقها نیز به وسیله دو خط جوش گوشه در کناره‌های خود به پروفیلهای ستون متصل می گردند. بنابراین رفتار این نوع از اتصالات با اتصال صلب تیر به ستون با مقطع IPB که بالهای تیر به وسیله ورق اتصال ویا به صورت مستقیم به بال ستون متصل شده اند، متفاوت می باشد. در مبحث دهم مقررات ملی ساختمانی ایران و نیز سایر کتب طراحی، اغلب ضوابط ارائه شده برای اتصالات صلب مربوط به ستونهای دارای مقطع IPB می باشد. بنابراین لازم است که در زمینه اتصالات صلب تیر به ستونهای مرکب و رفتار لرزه ای آنها، تحقیقات جامعی صورت گیرد.
در این پایان‌نامه اتصال صلب یکطرفه تیر به ستون مرکب تحت بار جانبی زلزله(دونیمرخ IPE و تعدادی تسمه با فاصله مشخص) به وسیله تحلیل استاتیکی غیر خطی به روش اجزاء محدود مورد بررسی قرارگرفته است. برای حصول اطمینان از فرضیات مورد استفاده ر تحلیل یکی از ۷ نمونه آزمایش در سال ۱۳۷۳ در بخش سازه مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن مورد تحلیل قرارگرفته و نتایج آن با نتایج آزمایش مقایسه شده است. پس از آن چندین مدل تحلیل ساخته شده که در هریک از آنها با تغییردادن یکی از مشخصات هندسی اتصال، اثر آن بر سه مشخصه اصلی اتصال یعنی مقاومت، سختی(صلبیت) وشکل پذیری و همچنین نحوه تسلیم چشمه اتصال در طول بارگذاری ارزیابی شده است. به عنوان یک طرح جدید در بعضی از مدلها از یک سخت کننده قائم با ضخامتهای مختلف استفاده شده واثر آن بررفتار اتصال و نحوه تعیین ضخامت تشریح شده است. از دیگر مشخصات هندسی اتصال که مدنظر قرارگرفته اند، عرض وضخامت ورق پوششی در محل اتصال و وجود و یا عدم وجود سخت کننده‌های افقی و ضخامت آنها می باشد. برای بررسی مقاومت هریک از نمونه‌ها از منحنی لنگر- دوران، و برای بررسی سختی(صلبیت) هر یک از نمونه‌ها ازتقاطع منحنی لنگر- دوران و خط تیر استفاده شده است. برای بررسی شکل پذیری هر یک از نمونه‌ها از چند شاخص تنش و کرنش استفاده شده که با توجه به نحوه توزیع آنها در مسایرهای بحرانی(جوشها)، پتانسیل گسیختگی هر نمونه مورد ارزیابی قرارگرفته است. برای ارزیابی نحوه تسلیم چشمه اتصال نیز از منحنی تغییرات بعضی از شاخصهای مذکور در مرکز چشمه اتصال در طول بارگذاری استفاده شده است. در مجموع با بررسی نتایج، استفاده از سخت کننده قائم به خاطر بهبود بخشیدن به رفتار اینگونه اتصالات، توصیه می شود و استفاده از سخت کننده‌های افقی به خاطر بی اثر بودن آنها و بعضاً افزایش پتانسیل گسیختگی در اینگونه اتصالات توصیه نمی شود. همچنین توصیه‌هایی نیز برای تعیین عرض و ضخامت مناسب برای ورق پوششی در محل اتصال ارائه شده است.

حسین مشکی
ارائه فرآیند مقاوم سازی لرزه ای بناهای تاریخی

بناهای تاریخی ایران به لحاظ فرهنگی، و زیبائی شناسی از اهمیت بالایی برخوردارند. این بناها هویت فرهنگی گذشتگان را در خود حفظ کرده است و عامل تحکیم وحدت ملی نیز می باشند. علاوه بر این بناهای مذکور عامل مهمی جهت جذب توریست و گسترش این صنعت در کشور نیز می باشند. این آثار پرارزش با عوامل طبیعی و غیر طبیعی در دوره‌های گذشته مورد تهدید قرارگرفته اند. چه بسا بناهایی که هیچ اثری از آنها امروزه وجود ندارد. بدین ترتیب دور از تصور نخواهد بود که در آینده دور یا نزدیک بناهای موجود تاریخی، بدون تدبیر لازم در خصوص حفظ آنها از حیظ انتفاعی خارج و یا براثر عوامل طبیعی تخریب و نابود گردند. از جمله عواملی که بطور غیر منتظره این بناها را مورد هجوم خود قرار می دهند زمین‌لرزه‌ها می باشند. از آنجا که مشخصاً در طول طرح و ساخت این بناها اثرات زلزله ملاحظه نشده اند لذا بنا به ضرورت باید این آثار جهت مقابله ب این پدیده طبیعی مقاوم سازی و در مواردی بازسازی شوند. بدلیل اینکه این بناها با مصالح و فرمهای سازه ای و هندسی خاصی ساخته شده اند و بعضاً از شرایط فیزیکی مناسب برخوردار نیستند بجاست که نگرش متفاوتی نسبت به بناهای میراث فرهنگی و مقاوم سازی آنها اتخاذ گردد. بدین منظور روندی در این مجموعه مطالب پیشنهاد شده است که مقدمتاً در اینجا نظری به آنها می افکنیم. برای رسیدن به بینشی جامع و مدبرانه جهت رسیدگی به بناهای تاریخی بخصوص برای اولویت بندی مبتنی بر ارزش معماری بناها و آسیب‌پذیریشان در برابر زلزله در بخش اول این مطالعه آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی طبقه بندی شده و برای بررسی کیفی خطر زلزله روی این بناها، گستره مکانی آنها برروی نقشه پهنه بندی خطر زلزله ترسیم شده است. در ادامه به لحاظ آشنایی با فرم بناهای تاریخی ایران و عناصر معماری این بناها براساس دوره تاریخی مقتضیات شرایط اقلیمی، مصالح و مشخصه‌های معماری بنا تقسیم بندی و معرفی شده اند. در بخش بعدی اصول اولیه آسیب‌پذیری و رفتار سازه‌های میراث فرهنگی ذکر شده و در ادامه روشهای مختلفی که برای مقاوم سازی بناهای تاریخی وجود داشته ذکر گردیده است. در انتها بر طبق دو اصل تغییر پاسخ دینامیکی بنا وافزایش ظرفیت باربری سیستم سازه ای بنا، روشهای مزیور تقسیم بندی شده اند.
در زمینه مقاوم سازی بناهای تاریخی در برابر زلزله در سطح کشور کار انسجام یافته ای صورت نگرفته است و اغلب طرحها بیشتر جنبه مرمت داشته است. نگرشی جامع و منطبق با اصول علمی و مهندسی در زمینه حفظ بناهای تاریخی ایران در برابر زلزله امری ضروری به نظر می رسد. روشهای پیشنهادی در این مطالعه براساس آن است که بنای مربوطه به عناصر معماری متفاوت تفکیک شده و روشهای مقاوم سازی برای هریک از اجزاء بصورت جداگانه پیشنهاد ومطالعه شود. در مرحله بعدی به جهت آنکه خسارات وارده جهت اجراء روش مقاوم سازی و میزان افزایش تقویت بنا بکمک سیستم تقویتی از ابتدا تراز ایمنی را برای حد مقاوم سازی در نظر نمی گیریم بلکه برعکس امکانات و روشهای مقاوم سازی تکلیف ما را برای انتخاب روش مقاوم سازی مشخص خواهند کرد.
براین اساس روندی طبق اصول پروژه‌های کلان طی چهار فاز ارائه می گردد که تأکید این مطالعه بیشتر روی فاز اولیه پروژه مقاوم سازی می باشد.
طبق یک الگوی ساده روشی برای تعیین ظرفیت بنا براساس دوره بازگشت زلزله قابل تحمل ارائه می گردد و بدنبال آن معیاری برای ارزش گذاری روشهای مقاوم سازی برمبنای ریسک زلزله و خسارات وارده جهت اجراء روش مقاوم سازی ارائه می گردد تا بتوان بکمک آنها بطور کمی برای مقاوم سازی این بناها ارزش گذاری نمود وبه راحتی روش مقاوم سازی مناسب را انتخاب نمود.
بخش پایانی فرآیند مقاوم سازی در حد فاز صفر بار منار بعنوان یکی از عناصر معماری صورت می گیرد که در آن کلیه ویژگیهای مربوط به پروژه فاز صفر مقاوم سازی عناصر معماری بطور ملموسی برای تمام روشهای مقاوم سازی منار قابل ملاحظه می باشد.

علی رضایی تبریزی
مطالعه اثر اندرکنش سازه- خاک- سازه بر پاسخ غیرخطی سازه‌های بلند

در حالت کلاسیک برای آنالیز سازه فرض می شود، حرکت اعمال شده بر پایه سازه، مساوی حرکت میدان آزاد زمین است. یعنی حرکت زمین در تراز فونداسیون، وقتی هیچ سازه ای موجود نباشد. این فرض در مورد سازه‌های ساخته شده بر سنگ بستر یا زمین سخت صحیح است. در حالتی که سازه بر روی یک لایه خاک نرم، قرارگرفته باشد، پاسخی کاملاً متفاوت خواهد داشت.
در حالت اندرکنش خاک- سازه، پاسخ سازه متأثر از پاسخ لایه خاک و پاسخ لایه خاک، متأثر از حضور سازه بوده و خاک و سازه اثر متقابل بر پاسخ هم دارند. در حالتیکه علاوه بر سازه و لایه خاک مورد بحث، سازه مجاور دیگری به سیستم اضافه شود، پاسخ لایه خاک متأثر از وجود هر دو سازه، و پاسخ هرکدام از سازه‌ها نیز متأثر از پاسخ لایه خاک و سازه مجاور خود خواهد بود و لذا خاک و هریک از دو سازه مجاور هم، تأثیر متقابلی بر پاسخ هم خواهند داشت که این پدیده به نام اندرکنش خاک- سازه – خاک معروف است. حضور سازه مجاور می تواند بسته به مشخصات دینامیکی خاک و سازه و محتوای فرکانسی زلزله ورودی باعث افزایش یا کاهش پاسخ دینامیکی سازه و میزان خسارت آن شود. هدف این پروژه بررسی لزوم در نظرگیری اندرکنش سازه‌های مجاور و به عبارت دیگر تعیین محدوده ای از شرایط دینامیکی خاک و سازه می باشد که اثر اندرکنش سازه مجاور در پاسخ دینامیکی غیرخطی سازه و میزان خسارت آن قابل صرفنظر نیست. برای این منظور، با توجه به اهمیت اثر اندرکنش خاک سازه بر پاسخ دینامیکی سازه‌های بلند، دو سازه ۱۵ و ۳۰ طبقه که به ترتیب در رده برجهای متوسط و بلند قرارمی گیرند. براساس آیین نامه ۲۸۰۰ و آیین نامه سازه‌های فولادی ایران به صورت قاب خمشی ویژه فولادی، طراحی و مورد مطالعه قرارگرفته اند. جهت انجام آنالیزها از دو پروفیل خاک نرم و خاک سخت استفاده شده که پروفیل خاک نرم دارای پریود دینامیکی نزدیک به پریود سازه ۱۵ طبقه و پروفیل خاک سخت، دارای پریود دینامیکی نزدیک به پریود غالب سنگ بستر می باشد. فاصله سازه‌های مجاور، یک هشتم و یک چهارم بعد پی در نظرگرفته شده است. مهمترین پارامترهای بررسی شده، پاسخ غیرخطی سازه‌ها، شامل تغییر مکان جانبی غیرخطی و دریافت میان طبقه ای غیرخطی می باشد. مدلهای مورد بررسی شامل مدل اندرکنش خاک- سازه و مدل اندرکنش سازه‌های مجاور هم می باشد که هرکدام براساس سه زمینلرزه مناسب و مقیاس شده برای منطقه تهران، آنالیز شده اند. این زمینلرزه‌ها برای مشخصات سنگ بستر و دوره بازگشت ۴۷۵ سال نرمالایز شده اند.
انجام آنالیز، به روش اجزاء محدود بوده و مدلسازی با استفاده از نرم افزار ANSYS صورت گرفته است. رفتار غیرخطی مصالح فولادی، به صورت دو خطی با سخت شوندگی ایزوتروپیک مدل شده و رفتار غیرخطی مصالح خاک شامل سختی و میرایی متغیر با تراز کرنش با استفاده از یک ساب روتین در ANSYS تعریف شده است. جهت اطمینان از دقت مدلسازی رفتار غیرخطی خاک، نتایج آنالیز میدان آزاد با نتایج نرم افزار FLUSH مقایسه شده است. نتیجه جالب توجهی که از آنالیز ها بدست آمده، افزایش پاسخ غیرخطی و خسارت سازه ۱۵ طبقه، در اثر حضور سازه ۳۰ طبقه مجاور، برروی خاک نرم می باشد که میزان قابل توجهی دارد. در سایر موارد حضور سازه مجاور غالباً اثر کاهنده داشته است.

سعید رهجو
رهیافتی جدید در طراحی براساس عملکرد

در این تز رهیافتی جدید جهت بررسی و طراحی ساختمانها ارائه گردیده است. روال کار بدین صورت می باشد که ابتدا مفاهیم و پارامترهای موجود در آیین نامه در فصل اول مورد بررسی قرارگرفته سپس در فصل دوم تئوری رهیافت جدید ارائه می شود. در فصل سوم تاریخچه ای از حصول به این رهیافت جدید ارائه می گردد و در فصل چهارم آنالیز و طراحی برای سه نوع ساختان با ارتفاعهای مختلف با استفاده از آیین نامه‌های بارگذاری ثقلی و زلزله ۵۱۹ و ۲۸۰۰ و با توجه به رهیافت جدید صورت گرفته و سپس مقایسه ای بین روش آیین نامه ای و رهیافت جدید به صورت نتایجی ارائه می گردد و در فصل آخر نیز که فصل پنجم می باشد، جمع بندی از کل کار صورت گرفته ارائه شده، پیشنهادات و راهکارهایی جهت بهبود روش و رهیافت مورد نظر ارائه می گردد. در فصل چهارم نیز رهیافتی براساس میزان توزیع انرژی در طبقات مطرح شد که به نظر می رسد مطلبی حائز اهمیت جهت ابعادبندیی اعضاء درارتفاع می باشد. از این رهیافت در حال حاضر تنها از لحاظ عملکرد و مفهوم توزیع انرژی در طبقات می توان مطالبی را برداشت نمود و لیکن جهت بکارگیری این مطلب هنوز نیاز است تا مطالب بیشتری را در زمینه مدلهای رفتاری اعضاء ورودی های زلزله دراختیار داشته باشیم.
مزایای این رهیافت جدید را به طور خلاصه می توان به صورت زیر برشمرد.

  1. آغاز طراحی با یک معیار طراحی که دارای چند سطح می باشند.
  2. لحاظ کردن خسارت سازه ای و غیر سازه ای و نتیجتاً طیف طراحی برای ساختمانها
  3. لحاظ کردن خسارت تجمعی.
  4. کنترل خسارت با کنترل تغییرمکانها و میزان شکل پذیری
  5. توسعه رهیافت طراحی جامع مفهومی اولیه.

لازم به ذکر است که در این تز به علت تنوع مباحث در بعضی مباحث چون میزان اضافه مقاومت، ارزیابی قابلیت اعتماد و جزئیات طراحی، زیاد دخیل نگردیده و به صوت گذر این مباحث ارائه شده اند.