عناوین پایان نامه‌های دکترا
رشته ژئوفیزیک- زلزله شناسی
دوره دوم سال تحصیلی ۱۳۸۳-۱۳۸۲
عبداله سهرابی بیدار
بررسی رفتار لرزه‌ای عوارض توپوگرافی سطحی با استفاده از روش اجزاء مرزی سه‌بعدی در حوزه زمان

امروزه تجربیات به دست آمده از زمین‌لرزه‌های گذشته و نیز مطالعات صورت گرفته در این زمینه تاثیر قابل ملاحظه عوارض توپوگرافی و نامنظمی‌های سطحی بر پاسخ لرزه‌ای سطح زمین را نمایان ساخته است. علی‌رغم مشخص شدن اهمیت این مسئله، تنها معدودی از آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های طراحی مقاوم در برابر زلزله به صورت محدود و بازدارنده اثرات ساختگاهی ناشی از توپوگرافی را مد نظر قرار داده‌اند. این مسئله ناشی از عدم وجود دانش کافی درباره نحوه و میزان تاثیر توپوگرافی بر پاسخ لرزه‌ای است. طبیعت چند‌بعدی عوارض توپوگرافی و محدودیت روش‌های تحلیلی و تجربی، ضرورت استفاده از روش‌های عددی جهت حل مسئله انتشار امواج و برآورد پاسخ لرزه‌ای را ایجاب می‌نماید.
در بین روش‌های عددی، روش اجزاء مرزی (BEM) در حل مسائل انتشار امواج در محیط‌های خطی نامحدود کارآیی فراوانی دارد. چراکه از یک سو ابعاد دستگاه معادلات را کاهش داده و از سوی دیگر با ارضاء ذاتی شرط مرزی تشعشع در بی نهایت، نیاز به مش‌بندی حوزه دور را به حداقل ممکن کاهش می‌دهد. طبیعی است که فرمول‌بندی مسئله در حوزه زمان، امکان ترکیب الگوریتم اجزاء مرزی با روش‌های عددی دیگر جهت حل مسائل غیر خطی را فراهم خواهد نمود. در این پژوهش برنامه کامپیوتری بمسا که یک نرم‌افزار اجزاء مرزی جهت تحلیل پاسخ لرزه‌ای عوارض توپوگرافی سطحی سه‌بعدی در حوزه زمان است، توسعه داده شد. بدین منظور یک الگوریتم اجزاء مرزی جهت تحلیل دینامیکی عوارض توپوگرافی سطحی سه‌بعدی در حوزه زمان تدوین و سپس هسته‌های الاستودینامیک محیط‌های سه‌بعدی جهت حل تحلیلی انتگرالهای کانولوشن استخراج گردید. این هسته‌ها همراه با الگوریتم مذکور در برنامه بمسا به کار رفته و اعتبار و دقت آنها با حل چند مثال عددی شامل نیم فضا، تپه و دره نشان داده شد.
در ادامه یک مطالعه پارامتریک جامع جهت بررسی رفتار لرزه‌ای عوارض توپوگرافی دو‌بعدی و سه‌بعدی، شامل تپه‌ها و دره‌های منفرد همگن دارای رفتار ارتجاعی خطی در مقابل امواج مهاجم قائم انجام گرفت. با تحلیل نتایج مطالعات پارامتریک دوبعدی و سه‌بعدی رفتار لرزه‌ای عوارض توپوگرافی مورد بررسی واقع شد. نتایج مطالعات نشان داد، پدیده غالب در تپه‌ها بزرگنمایی و در دره‌ها کوچکنمایی است. همچنین طول امواج مهاجم و پارامتر‌های هندسی شامل نسبت شکل، نسبت بعد و شکل عوارض توپوگرافی بیشترین تاثیر را بر پاسخ لرزه‌ای تپه و دره دارند. به طور کلی با افزایش نسبت شکل بزرگنمایی و کوچکنمایی در نقاط مختلف عوارض توپوگرافی، چه تپه و چه دره، افزایش می‌یابد. تپه‌های سه‌بعدی در مقایسه با تپه‌های دوبعدی دارای توان تقویت بیشتری هستند؛ با این حال اگر نسبت بعد تپه‌های سه‌بعدی بیش از ۰/۴ باشد، رفتار لرزه‌ای آنها به تپه‌های دوبعدی بسیار نزدیک خواهد بود. پاسخ لرزه‌ای دره‌های سه‌بعدی با پاسخ لرزه‌ای دره‌های دوبعدی تفاوت‌های کمی نشان می‌دهد؛ به نحوی که می‌توان رفتار لرزه‌ای آنها را یکسان در نظر گرفت. اثر شکل عارضه چه در دره‌ها و چه در تپه‌ها، از الگوی مشترکی تبعیت می‌نماید. به گونه‌ای که بزرگنمایی نقاط مختلف عارضه با اشکال مختلف در غالب محدوده‌های پریودیک تابعی از ارتفاع یا عمق‌آن می‌باشد. در مقابل ضریب پواسون داری اثر محدود بر پاسخ لرزه‌ای عوارض توپوگرافی بوده و در غالب نقاط و محدوده‌های پریودیک قابل صرفنظر کردن است. نوع موج مهاجم نیز الگوی بزرگنمایی عوارض توپوگرافی را تغییر نمی‌دهد، بلکه تنها بزرگنمایی و کوچکنمایی امواج مهاجم برشی در نقاط مختلف عوارض توپوگرافی، چه تپه و چه دره، در مقایسه با امواج مهاجم فشاری بیشتر است.
به منظور کاربردی نمودن نتایج به دست آمده، برخی روابط و جداول ساده مهندسی ارائه گردیده است که ارزیابی پارامتر‌های لرزه‌ای در روی عوارض توپوگرافی را تسهیل می‌نماید. روابط ارائه شده، با برآورد پریود مشخصه، پریود حدی و بیشینه بزرگنمایی یا کوچکنمایی قله تپه‌ها و قعر دره‌ها در تدقیق مطالعات ریزپهنه‌بندی ژئوتکنیک لرزه‌ای قابل استفاده هستند؛ جداول ضرایب بزرگنمایی متوسط تپه‌های دوبعدی و سه‌بعدی نیز ضمن تدقیق نتایج مطالعات ریزپهنه‌بندی ژئوتکنیک لرزه‌ای و برآورد بزرگنمایی بیشینه پارامتر‌های جنبش شدید زمین، امکان برآورد ضرایب اصلاح طیف طراحی بر روی تپه‌های دو‌بعدی و سه‌بعدی را فراهم نموده است.

علی سیاهکالی مرادی
مطالعه لرزه خیزی ، لرزه زمینساخت و ساختار سرعتی پوسته در دو زون گسلی امتداد لغز بم و تبریز

تکتونیک فعال در مناطق همگرا با سیستمهای پیچیده‌ای از گسلهای معکوس و امتداد‍‍‍‍‍‍‌لغز مشخص می‌شوند. یکی از مناطق شناخته شده در جهان با چنین شرایطی فلات ایران است. مطالعه دو زون امتداد‌لغز در ایران، بم و تبریز هدف و موضوع این پایان‌نامه است.
گسل شمال تبریز یکی از گسلهای فعال در شمال غرب ایران می‌باشد. وجود این گسل سبب بالا رفتن خطر لرزه‌ای در این ناحیه از کشور از جمله شهر تبریز با جمعیتی بالغ بر ۶/۱ میلیون نفر شده ‌است.به منظور بررسی و تعیین هندسه و نحوه حرکت این گسل، به مدت ۳ ماه، شبکه‌ای متراکم از ۴۰ ایستگاه لرزه‌نگاری ۳ مولفه در اطراف قسمت مرکزی گسل تبریز که از قسمت شمالی شهر تبریز عبور می‌کند، نصب گردید. با استفاده از خرد زمینلرزه‌های ثبت شده در شبکه موقت نصب شده و بیش از ۶ سال داده‌های ثبت شده در شبکه دائمی ۸ ایستگاهی تبریز مدل یک بعدی سرعتی پوسته در این ناحیه تعیین گردید. نتایج کار ما نشان می‌دهد که پوسته بالایی در این ناحیه از یک لایه با ضخامت متوسط ۶ کیلومتر از رسوبات (VP= 5.23 km s-1) در بالای یک لایه بلورین با ضخامت متوسط ۱۸ کیلومتر (VP= 5.85 km s-1) تشکیل شده ‌است. دو لایه فوق بر روی یک نیم فضا با سرعت متوسط VP= 6.54 km s-1 قرار دارند که با توجه به محدودیت عمقی زمینلرزه‌های ثبت شده، قادر به تعیین ضخامت این لایه نمی‌باشیم. زمینلرزه‌های تعیین محل شده با دقت بالا، حاکی از فعالیت لرزه‌ای در امتداد گسل شمال تبریز می‌باشند. بررسی دقیق محل کانونی زمینلرزه‌ها در مقاطع مختلف، نشان‌دهنده شیب تند به سمت شمال شرقی در قسمت‌های غربی و میانی گسل شمال تبریز و شیب تند به سمت جنوب غربی در قسمت شرقی این گسل می‌باشد. تمامی ساز و کار های محاسبه شده، بیانگر حرکت امتداد لغز راستگرد در این گسل هستند. ساز و کارهای محاسبه شده، با مقاطع کانونی زمینلرزه‌ها همخوانی داشته و نشان‌دهنده وجود نیرو با مولفه کششی در قسمت‌های شرقی گسل در مقایسه با وجود نیرو با مولفه تراکمی در قسمت غربی گسل می‌باشند. سازوکارهای مشاهده شده در تحقیق ما و نتایج مطالعات مربوط به اندازه‌گیری‌های سرعت حرکت در این منطقه به کمک GPS بیانگر این مطلب می‌باشند که گسل شمال تبریز یکی از مجموعه گسل‌های امتداد لغزی می‌باشد که سبب تسهیل حرکت افقی قسمتی از پوسته به سمت شمال شرق در این ناحیه متراکم شونده، می‌گردد.
در منطقه بم، در ۵ دی‌ماه ۱۳۸۲، زمینلرزه بم با بزرگی گشتاوری ۶/۶ در انتهای جنوبی سیستم گسلی شمالی – جنوبی گوک و نایبند روی داد. سیستم‌های گسلی یاد شده در حاشیه غربی دشت لوت قرار دارند و بخشی از جابجایی حرکت به سمت شمال صفحه عربی نسبت به اوراسیا که با سرعتی حدود ۵/۲ سانتیمتر در سال صورت می‌گیرد در آنها رخ می‌دهد. سه روز پس از زمینلرزه مخرب بم، یک شبکه متراکم لرزه‌نگاری متشکل از ۲۳ ایستگاه در منطقه اطراف رومرکز زمینلرزه اصلی به مدت یک ماه به منظور مطالعه پسلرزه‌ها نصب گردید. با استفاده از پسلرزه‌های ثبت شده مدل یک بعدی سرعتی منطقه بدست آمد. نتایج کار ما نشان می‌دهد که پوسته بالایی در این ناحیه از یک لایه با ضخامت متوسط ۸ کیلومتر از رسوبات (VP= 5.30 km s-1) در بالای یک لایه بلورین با ضخامت متوسط ۴ کیلومتر (VP= 6.17 km s-1) تشکیل شده ‌است. دو لایه فوق بر روی یک نیم فضا با سرعت متوسط VP= 6.49 km s-1 قرار دارند که با توجه به محدودیت عمقی زمینلرزه‌های ثبت شده، قادر به تعیین ضخامت این لایه نمی‌باشیم. از میان زمینلرزه‌های ثبت شده، زمینلرزه‌‌هایی که با دقت بالایی تعیین محل شده بودند به منظور بررسی هندسه لرزه‌خیزی در ناحیه گسل انتخاب شدند. مجموعه پسلرزه‌ها دارای روندی شمالی – جنوبی با طول تقریبی ۲۵ کیلومتر بودند که در ۵ کیلومتری غرب پرتگاه گسلی بم – براوات، دقیقا در زیر ترکهای سطحی مشاهده شده پس از زمینلرزه اصلی قرار داشتند. پسلرزه‌ها دارای عمقی بین ۶ تا ۲۰ کیلومتر هستند که در زیر لایه فوقانی نسبتا کم سرعت که بیشترین لغزش را تجربه نموده است قرار دارند و مجموعه آنها شیب کمی به سمت غرب را نشان می‌دهد. جنوبی‌ترین بخش از پسلرزه‌ها، باریک بوده و نشان می‌دهد که زون شکسته شده احتمالا گسل بم – براوات در عمق است. اگرچه بعید است که روند مذکور به پرتگاه گسلی بم – براوات در سطح برسد اما نسبت به ترکهای سطحی در جنوب بم از احتمال بیشتری برخوردار است. توزیع پسلرزه‌ها در شمالی‌ترین بخش دارای طرح پیچیده‌ای بوده که با گسترش به سمت شمال شکستگی در راستای صفحه گسل سازگاری دارد. سازوکارهای کانونی بیانگر گسلش امتداد لغز راستگرد در گسلش شمالی – جنوبی به موازات پرتگاه گسلی بم – براوات است.

Abstract
Active tectonic zones in convergent plate-tectonic settings are characterized by complex interaction between strike-slip and reverse faults. One such zone is the Iranian plateau. The study of two strike slip zones in Iran, Bam and Tabriz is subject of this thesis.
The North Tabriz fault (NTF) is an active fault which poses a high seismic hazard to boarder areas of NW Iran, especially the city of Tabriz which has 1.6 million populations. In order to determine the geometry and the kinematics of this fault system, a local dense seismological network including 40 3-components stations was installed around the central segment of Tabriz fault which crosses the northern part of the city of Tabriz. This network operated for 3 months. Using microearthquakes recorded by our temporary network in addition of more than 10 years of local events recorded by 8 permanent stations of Tabriz telemetry network, the 1-D crustal velocity of the region was determined. Our results indicates that the upper crust consists of a ~6 km thick sedimentary layer (VP = 5.23 km s-1) above a ~18 km thick upper crystalline crust (VP = 5.85 km s-1). We estimate a velocity of 6.54 (km s-1) for the lower crystalline crust, but the limited focal depths of our local events did not allow determining the thickness of this layer. The well located earthquakes indicate on seismic activity along the Tabriz fault. Precise examination of the focal depths on different cross sections indicates that the western and central segment of this fault system dip toward northeast while the eastern part shows almost southwest dipping plane. Calculated focal mechanism all indicate on right-lateral strike-slip motion of the Tabriz fault. The most reliable fault plane solutions are consistent with cross sections and show evidences of extension in Eastern part comparing to compression which observed in Western segment. Our focal mechanisms and geodetic studies using GPS measurements indicate that the North Tabriz Fault helps to Northeast motion of trapped crust in this area.
In Bam area, on 2003 December 26, bam earthquake occurred near the southern termination of the N-S trending Nayband and Gowk fault system which is located on the west side of the Lut block and accommodates part of the 2.5(cm yr-1) northward motion of Arabia relative to Eurasia. From 2003 December 29 to 2004 January 30, a dense seismological network of 23 stations was installed in the epicentral area of the 2003 December 26 Bam earthquake to study the aftershock seismicity. Using recorded aftershocks by our temporary network, the 1-D crustal velocity of the Bam region was determined. Our results indicates that the upper crust consists of a ~8 km thick sedimentary layer (VP = 5.30 km s-1) above a ~4 km thick upper crystalline crust (VP = 6.17 km s-1). We estimate a velocity of 6.49 (km s-1) for the lower crystalline crust, but the limited focal depths of our local events did not allow determining the thickness of this layer. We use very well located earthquake to infer the precise geometry of the seismicity in the fault region. We also process the data with the Double Difference technique to confirm the results. The aftershock cluster is 25 km long, trends north-south, and is located 5 km west of the Bam-Baravat escarpment, exactly beneath the observed surface breaks.
At depth, aftershocks are concentrated between 6 and 20 km, beneath the upper layer of relatively low velocity that experienced the maximum slip, and they dip slightly westward. The southernmost part of the aftershock cluster is narrow and defines the rupture zone that is likely the Bam-Baravat fault at depth. On the contrary, the distribution of the northernmost aftershocks spread into a more complex pattern, which is consistent with a northward propagation of the rupture along the fault plane. The focal mechanisms are consistent with right-lateral strike-slip faulting on N-S trending faults, parallel to the Bam-Baravat escarpment.

عباس غلامزاده
مطالعه لرزه خیزی و لرزه زمینساخت در زون زاگرس شرقی

در این رساله لرزه خیزی و لرزه زمینساخت منتهی الیه جنوب شرق زاگرس مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور از داده‌های شبکه موقت متراکم محلی که از ۱۲ آذر ۱۳۸۴ تا ۲۵ خرداد ۱۳۸۵ در منطقه نصب شده، استفاده گردیده است. در طی این مدت زمینلرزه ۶ آذر ۱۳۸۴ جزیره قشم با بزرگی Mb=6.0 ، زمینلرزه ۹ اسفند ۱۳۸۴ تیاب با بزرگای Mb=5.9 و نیز زمینلرزه ۵ فروردین ۱۳۸۵ فین با بزرگای Mb=6.0 در این منطقه روی داده است. در این پژوهش پسلرزه‌های دو زمینلرزه قشم و تیاب به همراه خرد زمینلرزه‌های منطقه خورگو واقع در شمال بندر عباس مورد مطالعه قرار گرفته است.
نتایج کار ما بیانگر این است که ساختار پوسته فوقانی لبه جنوبی زاگرس در جزیره قشم شامل لایه‌ای رسوبی به ضخامت ۱۰ کیلومتر و با سرعت نسبتاً کم ۴/۴ کیلومتر بر ثانیه که بر روی پی‌سنگ بلورین با سرعت حدود ۶/۶ کیلومتر بر ثانیه قرار گرفته، می‌باشد. در منطقه خورگو در شمال بندر عباس این ساختار شامل لایه‌ای رسوبی با همان ضخامت ۱۰ کیلومتر اما با سرعت ۶۲/۵ کیلومتر بر ثانیه است. این لایه رسوبی بر روی دو لایه دیگر قرار دارد که اولی به ضخامت ۸ کیلومتر و سرعت ۸۴/۵ کیلومتر بر ثانیه و دومی با ضخامت ۴ کیلومتر و با سرعت ۹۴/۵ کیلومتر بر ثانیه است، این سه لایه بر روی لایه نیم فضایی با سرعت ۶۶/۶ کیلومتر بر ثانیه قرار می‌گیرند.
در شمال گسل MZRF و در منطقه رخداد زمینلرزه ۹ اسفند تیاب، ساختار سرعتی پوسته فوقانی شامل لایه‌ای به ضخامت ۱۶ کیلومتر و سرعت ۰۲/۶ کیلومتر بر ثانیه است که بر روی لایه نیم فضا با سرعت ۵۴/۶ کیلومتر بر ثانیه قرار گرفته است.
یکسانی سرعت لایه نیم فضا دلالت بر این دارد که این منطقه بر روی پی سنگ بلورین مشابهی قرار گرفته است.
عمق رویدادهای لرزه‌ای در این ناحیه از جنوب به سمت شمال متفاوت است. پسلرزه‌های زلزله ۶ آذر ۱۳۸۴ قشم، دارای گستره عمقی ۷ تا ۱۸ کیلومتر هستند. در حالی که در شمال گسل معکوس اصلی زاگرس (MZRF) پسلرزه‌های زلزله ۹ اسفند ۱۳۸۴ تیاب اعماقی بین ۱۲ تا ۲۳ کیلومتر دارند. در منطقه خورگو واقع در شمال بندر عباس، خرد زمینلرزه‌ها دارای عمقهایی بین ۵ تا ۲۵ کیلومتر هستند. اعماق کمتر از ۱۰ کیلومتر برای رویدادهای لرزه‌ای قشم و خورگو بیانگر این واقعیت است که بخشی از این رویدادها در لایه رسوبی قرار می-گیرند.
در منطقه خورگو، مطالعه خرد زمینلرزه‌ها، روند پلکانی رویدادها در اطراف قطعات گسل جبهه کوهستان (MFF) بسیار واضح را نشان می‌دهد. امتداد این روند پلکانی به سمت شمال شرق است و می‌توان ادامه آن را با عبور از گسل زاگرس مرتفع (HZF) در منطقه مثلثی شکل واقع در شمال گسل زاگرس مرتفع دنبال نمود. پیشتر این روند پلکانی رویدادها به صورت کاذب به عنوان لرزه‌خیزی به سمت شمال شرق تصور شده است(کادینسکی-کد و برازنگی، ۱۹۸۲).
مطالعه ما بر روی پسلرزه‌های زلزله ۶ آذر جزیره قشم حاکی از وجود دو سازوکار گسلی امتداد لغز و معکوس است. این دو سازوکار در فاصله نزدیکی از یکدیگر قرار دارند. آزیموت متوسط محورهای P برای رویدادهای با سازوکار امتداد لغز تقریباً موازی جهت همگرایی بین صفحه عربی و اوراسیا که توسط اندازه گیری‌های GPS بدست آمده می‌باشد.
بطور کلی نتایج حاصل از این مطالعه نشاندهنده پیچیدگی سازوکار تغییر شکل در منتهی الیه شرقی زاگرس می باشد. مولفه قابل توجه امتداد لغز در انتهای سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (ZMP) در بین پسلرزه های زمین لرزه تیاب نشانگر ادامه حرکت امتداد لغز سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (ZMP) به شمال محل تلاقی با گسل معکوس اصلی زاگرس (MZRF) می‌باشد.
همچنین در غرب سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (ZMP) تا گسل زاگرس مرتفع (HZF) رویدادهایی با مولفه حرکت امتداد لغز مشاهده شده است که مولفه امتداد لغز آنها می‌تواند تحت تاثیر حرکت راستگرد سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (ZMP) باشد.

امین عباسی
لرزه خیزی و لرزه زمینساخت لبه جنوبی البرز مرکزی

منطقه البرز در شمال سرزمین ایران، کمربند کوه زایی فعال با درازای تقریبی ۶۰۰ کیلومتر از کوه های تالشدر غرب تا کپه داغ در شرق، دارای پهنای بین ۶۰ تا ۱۲۰ کیلومتر و در حاشیه جنوبی حوضه خزرجنوبی قرار گرفته است. فشردگی البرز در پهنه هم گرایی عربی- اوراسیا ۱ و در بین صفحه کوچکایران مرکزی از جنوبو صفحه اوراسیا از شمال، سببجنبشهای کنونی در این منطقه گردیده است. لرزه خیزی و وجود ساختارهای گسلی پیرامون تهران بزرگ، اهمیت فوق العاده و انگیزه توجه به پژوهشهای زمین لرزه ای به منظور کاهشو یا کنترل تلفات انسانی و خسارات زیان بار این پدیده میباشد. منطقه پیرامون گسل مشا و شرق تهران از مراکز تجمع زمین لرزه های دستگاهی اخیر می باشد. بنابرضرورت توسعه دانشزمین لرزه و شناختویژگی های آن در این منطقه، لرزه خیزی و لرزه زمین ساخت پهنه خاوری دامنه جنوبی البرز مرکزی شامل گستره در برگیرنده شهر تهران تا شرق فیروزکوه، شمال ایوانکی تا دامنه جنوبی آتشفشان دماوند مورد بحثو بررسی قرارگرفته است.روشکار ثبتو پردازش زمین لرزه ها در یکشبکه لرزه نگاری متراکم محلی نصبشده موقت شامل ۴۸ ایستگاه، جمع آوری و پردازشداده های بیشاز ۳۰ ایستگاه لرزه نگاری دائمی موجود در منطقه به مدت ۴ تا ۶ ماه از اواخر خرداد تا آبان ماه سال ۱۳۸۵ (ژوئن تا نوامبر ۲۰۰۶ میلادی) بوده است.با تعیین محل دقیق ۵۵۳ خرد زمین لرزه ثبتشده در دسته داده های قابل اعتماد و دارای خطای مکان یابی رو مرکز و کانون ۲ تا کمتر از ۳ کیلومتر، مدل ساختار سرعتی پوسته بالایی به روشبرگردان یک بعدی داده های مربوط به زمان رسید امواج پوسته ای بدستآمد. محیط لرزه ای گسل های مشا، آیینه ورزان، پارچین، سرخه و لرزه خیزی ساختارهای آنتی البرز بررسی شد. ۴۶ ساز و کار کانونی با کیفیت برای رویدادهای دارای بیشاز ۸ پلاریته محاسبه و مقاطع لرزه ای با دقتدر تعیین (B و A) بسیار بالا و بالامحل و خطای عمق حدود ۲ کیلومتر با روشتعیین مکان تفاوتدوگانه ترسیم گردید. بررسی هندسه ساختارها نشان داد که شیب گسل های فعال به طور عمده به سمتشمال و در طول جغرافیایی عمود بر روند کلی ساختارها از شمال به جنوب، از شیباین گسل ها کاسته می شود. رژیم لرزه زمین ساختی منطقه و مکانیسم گسلشسازگار با الگوی ترافشاری ۲ به همراه تقسیم شدگی محلی لغزشتفسیر گردید.۶/۱ ،۵/۸ ،۵/۴ و P – ساختمان پوسته بالایی در ۴ لایه به ضخامت ۹ ،۴ ،۳ و ۸ کیلومتر و سرعت موج۶/۲۵ کیلومتر بر ثانیه به ترتیببرای این لایه ها از سطح تا عمق پوسته بدستآمد. جنساین لایه ها باتوجه به سرعتموج و شواهد زمین شناحتی در مورد لایه اول و دوم به لایه های رسوبی و در مورد لایه مربوط می باشد. (Upper Crystalline Crust) های سوم و چهارم به پوسته بلورین بالایی۱ – Arabic- Eurasia Collision Zone 2 – Transpression- با طراحی و نصب ایستگاه های لرزه نگاری متراکم، پوششمناسبرویدادها و دقتدر تعیین رومرکز و کانون آنها به کمتر از ۲ کیلومتر قدرت تفکیکرسید و با این توانایی لرزه خیزی ساختارهای فعال مشخصو پیوند آنها در سطح و عمق با زمین لرزه های کوچکمنطقه برقرار شده است. – مکانیسم گسلشروند لرزه خیز مشا با ساز و کارهای کانونی رویدادهای دارای کیفیت بسیارتعیین و مشخصشد که این گسل روی قطعه مستقیم خاوری- باختری دارای مکانیسم (A خوب(کلاس های متفاوت و دارای شیب حدود بیشاز ۶۰ درجه به سمتشمال می باشد و درهمه جا جابجایی امتداد لغزچپ گرد را حفظ نموده است. در انتهای غربی این شاخه، مکانیسم فشاری دارای چیرگی و به سمت انتهای شرقی این بخش، گاهی با مؤلفه های کوچکی از کششهمراه شده است. همچنین لرزه خیزی پیراون نزدیکروند مشا در مقایسه با سایر ساختارهای لرزه ای، تهدید کننده ارزیابی گردیده است. – ساختارهای فعالی در آنتی البرز وجود دارند که ساز و کارهای متفاوتی از فشاری، امتداد لغز و کششی نشان داده اند. همراهی مؤلفه های کششی با تعداد زیادی از آنها مشاهده می شود که از نظر شواهدزمین ساختی روی روندهای کوتاه(کمتر از ۲۰ کیلومتر) قرار دارند. این روندها در مقاطع لرزه ای آشکار و قابل پیگیری نیستند. به خط شدگی خوبی از رویدادهای با کیفیت خوب روی روند جاجرود- پردیس- آبسرد و در مواردی نیز در پیوند با ساختار سرخه- سرخه حصار مشاهده شده است. تنوع و آشفتگی ساز و کارها در این محدوده و به ویژه در جنوبسه گانه گسل های مشا- شمال تهران( شرق شهر تهران بزرگ) به گره تکتونیکی می ماند و دارای پیچیدگی های لرزه زمین ساختی کمتر شناخته شده می باشد.
– راستای تنشهای اصلی زمین ساختی بر اساس اطلاعات مربوط به راستای محورهای زلزله شناختی و برای N بدست آمد. این راستا برای تنشفشاری ۴۰ (β و T ،P) ساز و کارهای کانونی زمین لرزه ها برآورد شده است. N راستای تنشکششی ۱۳۰ – با توجه به شواهد متقن زلزله شناسی و مدل های ارائه شده، ضخامتی حدود ۲۰ کیلومتر برای لایه لرزه زا در ژرفای بیشاز ۳ تا کمتر از ۲۵ کیلومتر منظور شده است. تغییر در هندسه ساختاری به عنوانعامل اصلی در تعیین و تغییر ساز و کارهای کانونی رویدادها روی گسل مشا در رژیم ترافشاری البرز مرکزی ارزیابی گردیده است. در این پژوهشعلاوه بر اینکه به مستندات زلزله شناسی روند لرزه خیز جاجرود- پردیس- آبسرد پی ۵۲ روی روند مشا در محدوده دریاچه / ۵۲ تا ۳۵ / برده شد، به آرامشنسبی لرزه ای در طول جغرافیایی ۱۵ تار و در بین گسله های دریاچه ساهون در شمال و گسله آیینه ورزان در جنوبمشا نیز توجه شده است.بخشی از یافته های این پژوهشبه عنوان شواهد لرزه شناسی به تأیید آن قسمتاز مطالعه آلن وهمکاران( ۲۰۰۳ ) که دریاچه تار را جدایشکششی کوچک ۳ دانسته، کمکمی کند.