عناوین پایان نامه‌های دکترا
رشته ژئوفیزیک- زلزله شناسی
دوره چهارم سال تحصیلی ۱۳۸۵-۱۳۸۴
محمد آریامنش
شناسایی پهنه‌های چشمه‌های لرزه‌زا در منطقه طبس و کاربرد آن در تحلیل خطر زمین‌لرزه

به منظور شناسایی پهنه های چشمه های لرزه زا در منطقه طبس، ابتدا تصاویر ماهواره ای لندست ETM پردازش و ترکیب باندهای ۲،۳و ۵ ماهواره لندست ETM به عنوان ترکیبی مناسب جهت مطالعات نو زمین ساخت و ارزیابی شاخص های ریخت زمین ساختی آماده شدند. خطواره های ساختاری از تصاویر ماهواره ای به دو روش خودکار و دستی استخراج شده و نهایتا از تلفیق نتایج بدست آمده، نقشه خطواره های ساختاری منطقه مورد مطالعه بصورت رقومی تهیه شد. داده های مغناطیس هوایی نیز جهت تهیه نقشه خطواره های مغناطیسی مورد پردازش قرار گرفت. شاخص های ریخت شناسی منطقه مورد مطالعه ارزیابی و ضمن محاسبه کمی برخی شاخص ها، ۱۱ جبهه فعال شناسایی و رده بندی شده اند. نقشه رقومی موقعیت هر کدام از جبهه ها بصورت نقشه ای مجزا، تهیه شد. سپس نتایج حاصل از تفسیر تصاویر ماهواره ای ، داده های مغناطیسی ، مدل رقومی ارتفاع، شاخص های ریخت شناسی از جمله الگوی زهکشی رودخانه ها، مئاندرها، مخروطه افکنه ها ، حفر ترانشه و سایر برداشتهای صحرایی و داده های لرزه ای با همدیگر در محیط GIS تلفیق و موقعیت جغرافیایی ۵۷ گسل جدید بصورت رقومی ترسیم و جدول پارامترهای فیزیکی آنها رائه شد. همچنین از تلیق نتایج مختلف که در بالا ( برای شناسایی گسلهای فعال )توضیح داده شده، موقعیت چین های فعال منطقه شنا سایی و در سه دسته کلی تقسیم بندی شدند نهایتا نقشه رقومی موقعیت جغرافیایی چین های معرفی شده در دو دسته تاقدیس ها و ناودیس ها ، تهیه شد. . وضعیت لرزه خیزی منطقه بر اساس داده های لرزه ای تاریخی و دستگاهی مطالعه و موقعیت گسلها و چین های شناسایی شده با موقعیت زمین لرزه های گزارش شده کنترل شد . نهایتاً ، براساس معیارهای ششگانه ( خطواره ساختاری، خطواره های مغناطیسی ، شاخصهای کمی ریخت شناسی، گسل فعال ، چین فعال و موقعیت کانونی زمین لرزه های تاریخی و دستگاهی) و تلفیق لایه های رقومی مذکور در محیط GIS ، پهنه های لرزه زا در منطقه طبس تعریف شدند. نتایج بدست آمده نشان می دهد که پهنه زمین ساخت فعال طبس فقط به پهنه گسلیده زمین لرزه سال ۱۳۵۷ محدود نمی شود و سراسر دشت طبس از نظر زمین ساختی فعال می باشد. ولی بخش شرقی طبس نسبت به بخش غربی آن، فعالیت بیشتری از خود نشان داده است. همچنین نتایج بدست آمده حاکی از آن است که علاوه بر وجود گسل های فعال متعدد در این پهنه ، چین های فعال نقش مهمی در فعالیت های زمین ساختی منطقه دارند. با توجه به مطالعات حاضر و تلفیق داده های سنجش از دور، برداشتهای صحرایی، داده های مغناطیسی ، ارزیابی کمی شاخص های ریخت زمین ساختی و داده های لرزه ای ، تعداد ۱۸ ناحیه لرزه زا به عنوان مهمترین پهنه های چشمه های لرزه ای تعریف شدند که در ارزیابی تحلیل خطر زمین لرزه در منطقه طبس بهره برداری و با توجه به پهنه های تعریف شده نقشه پهنه بندی خطر زمین لرزه برای منطقه طبس تهیه شد.
عارف بالی لاشک
مدل پیش بینی احتمالاتی زمین لرزه بر اساس کاتالوگ زمین لرزه های ایران

به‌دلیل بالا بودن احتمال خطر وقوع زمین‌لرزه در مناطق پر جمعیت کشور، در این پایان‌نامه تلاش می‌گردد تا با ارایه روش‌هایی منطقی و هدفمند، پیش‌بینی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند‌مدت زمین‌لرزه در ایران مورد بررسی قرار گیرد. در آغاز مفهوم کلان پیش‌بینی شامل درخت‌های پیش‌بینی و انتخاب، فضای حالت، سری‌های زمانی معین، فرایندهای تصادفی، آشوبناک، متناوب و شبه تناوبی، پیش‌بینی پذیری و نگرش‌های متفاوت به پیش‌بینی زمین‌لرزه با رویکرد پیش‌نشانگری و رویکرد آماری – احتمالی ارائه می‌گردد.
روش پیش نشانگری بر یافتن ارتباطی بین وقوع زمین‌لرزه و تغییرات نابهنجار برخی کمیات ژئوفیزیکی از قبیل میدان گرانشی، میدان ژئومغناطیسی، رسانایی پوستۀ زمین، دمای لایه‌های مختلف زمین، ترکیبات و سطح آبهای زیر زمینی و غیره مبتنی است. در روش‌های آماری با استفاده از آمار وقوع زمین‌لرزه‌ها از نظر چگالی مکانی، زمانی و ارتباط پیش‌لرزه‌ها و پس‌لرزه‌ها و شوک‌های اصلی تلاش می‌گردد تا مدلهای مختلف احتمالاتی پیش‌بینی زمین‌لرزه توسعه داده شود. از مهمترین این مدل‌ها می‌توان به الگوریتم‌هایی چون M8، CN، MSc اشاره نمود که در متن به‌اجمال توضیح داده خواهند شد.
در بخشی از مطالعۀ حاضر با استفاده از ضریب تغییرات زمان بین وقوع زمین‌لرزه‌های متوالی در ایران، کشور به چهار منطقه از نظر نرخ لرزه‌خیزی تقسیم می‌گردد که در هر منطقه بسته به مقدار این کمیت می‌توان از الگوهای توزیع تصادفی،کند تغییر یا تند تغییر، برای پیش‌بینی احتمالاتی زمین‌لرزه استفاده نمود.
سپس با معرفی روشی ابداعی به‌نام BZEFM، از طریق بهینه‌سازی مفهوم خوشه‌بندی زمین‌لرزه‌ها و تعریف مناطق دوگان لرزه-ای، مدلی نوین برای پیش‌بینی میان‌مدت و کوتاه‌مدت زمین‌لرزه‌ها به روش آماری – احتمالی ارائه می شود.
در ادامه این پژوهش اثبات می‌گردد که خوشه‌بندی بلند‌مدت هم در کاتالوگ اصلی و هم در کاتالوگ‌ باقیمانده وجود دارد. سپس مدل پیش‌بینی احتمالاتی بلند‌مدت کاگان برای کاتالوگ زمین‌لرزه‌های بوقوع پیوسته در محدوده ایران اجرا و پارامترهای قابل تنظیم و ضرایب منطقه‌ای مورد نیاز در این روش با توجه به اطلاعات لرزه‌ای ایران و استفاده از الگوریتم ژنتیک محاسبه و بهینه‌سازی می‌شوند. همچنین محاسبه تانسور ممان مربوط به چند زمین‌لرزه بزرگ در ایران مورد توجه قرار می گیرد و در آخر نقشه‌های چگالی احتمال پیش‌بینی برای بازه‌های زمانی متفاوت و به‌ازای ضرایب مختلف منطقه‌ای رسم می‌گردد که با توجه به نتایج به‌دست آمده بهترین حالت مربوط به دوره‌ای است ‌که کاتالوگ به دو نیمه مساوی تقسیم می‌شود. صحت‌سنجی انجام گرفته نشان داد که روش‌های پیش‌بینی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارایه شده، وضعیت قابل قبولی در ایران دارند.

مه آسا روستایی
کاربرد روش تداخل سنجی راداری در مطالعه تغییر شکل پوسته با نگرشی بر زمین لرزه ۲۵ مارس ۲۰۰۶ بندر عباس

تداخل سنجی رادار جهت بررسی سیگنال هم لرز زمین لرزه ۲۵ مارس ۲۰۰۶ فین )۶ (Mw ~ و فازهای قبل و بعد از زمین لرزه مورد استفاده قرار گرفت. زمین لرزه مورد مطالعه در جنوب خاوری کمربند چین خورده زاگرس رخ داد و با ۴ پسلرزه با بزرگای گشتاوری ۹/۴، ۰/۵، ۲/۵ و ۵/۵ همراه بود. مدلسازی چشمه زمین لرزه بر اساس داده های تداخل سنجی رادار نشان می دهد که گسلش راندگی با شیب رو به جنوب و یا رو به شمال می تواند الگوی بیضوی سیگنال هم لرز را بوجود بیاورد. با وجود ابهام در تعیین جهت گسلش، گسیختگی در ژرفای کم و بیش ۵ الی ۱۰ کیلومتری و ژرفای درونی در ۸ کیلومتری تعیین گردید. گسیختگی درکنگلومرای مزوزوئیک و پالئوزوئیک و پلاتفرم کربناته که بخش های بالایی پوشش رسوبی را تشکیل می دهد ایجاد شده است و به نمک هرمز و مارن های کربناته گورپی در قاعده ختم می گردد. از دیدگاه مکانیکی لایه های ضعیف بصورت یک سد در برابر گسیختگی عمل می کنند و گسلش در گروه مقاوم را از تغییر شکل در لایه های بالادست و پایین دست جدا می نماید. بیشینه بالاآمدگی در طی زمین لرزه برروی یال ناودیس فین و تاقدیس گونیز قرار می گیرد اما کمی نسبت به چین خوردگی متقارن مایل ( کم و بیش ۲۰ درجه) است و بخشی ازآن با محور ناودیس فین همپوشانی دارد. شواهد مذکور نشان می دهند که بطور محلی چین خوردگی سطحی از گسلش راندگی زیرین متمایز است. اگرچه گونیز و ناودیس فین متقارن هستند، ساختارهای نامتقارن دیگری در مجاورت آنها وجود دارند که یال های جنوبی آنها شیبدار و یا برگشته اند و منطبق با رشد گسلش راندگی با شیب رو به شمال می باشند. بنابراین در این ناحیه دو نوع چین خوردگی مرتبط با گسلش و چین های فراکنشی وجود دارد.
ثبت شبکه محلی لرزه نگاری در این ناحیه نشان می دهد که پسلرزه ها در ژرفای۳۰ – ۱۰ کیلومتری قرار دارند و بیشترین تمرکز آنها در ژرفای ۲۵-۲۰ کیلومتری می باشد. بنابراین پسلرزه ها در پی سنگ قرار می گیرد تا در پوشش رسوبی. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می دهد که زمین لرزه های با بزرگای گشتاوری ۶-۵ علاوه بر پی سنگ می توانند در پوشش رسوبی نیز ایجاد شوند.
سری زمانی مجموعه داده های راداری قبل و بعد از زمین لرزه فین با استفاده از الگوریتم Wab-InSAR تشکیل گردید. در این الگوریتم برای کاهش اثر توپوگرافی و خطاهای اتمسفری فیلترهای زمانی – مکانی اعمال می گردد که بر اساس الگوریتم های موجک کار می کنند. موجکها ابزار قدرتمندی جهت نمایان سازی الگوهای پنهان و سیگنال های زودگذر می باشند. نتایج هر دو داده پایین گذر و بالا گذر بصورت سرعت میانه ارایه شده اند و الگوی رفتاری قابل قبولی را بر روی ناودیس فین از چند میلیمتر تا یک سانتی متر نشان می دهند.
ضریب وابستگی متقاطع هر دو داده با در نظرگرفتن رو مرکز زمین لرزه فین به عنوان نقطه مرجع محاسبه گردید. نتایج طول موج آنها در بازه زمانی ۳-۵/۲ سال الگوی تکتونیکی کم و بیش مشابهی را نشان می دهند که ممکن است بیانگر کرنش محلی در ناحیه باشد.