Tuesday, September 23, 2014

رشته مهندسی عمران - مهندسی زلزله (گرایش سازه) دوره پنجم سال تحصیلی 1382-1381

عناوین پایان نامه‌های دکترا
رشته مهندسی عمران - مهندسی زلزله (گرایش سازه)
دوره پنجم سال تحصیلی 1382-1381

علیرضا آذربخت
اولویت بندی شتابنگاشتها برای تحلیل دینامیکی غیرخطی


طراحی بر اساس عملکرد، یک چارچوب جدید برای ارزیابی خطرپذیری لرزه‌ای سازه‌ها میباشد که در یک تعامل مناسب با کارفرما صورت میپذیرد. طراحی بر اساس عملکرد یکی از مهمترین پیشرفت‌های اخیر در مهندسی زلزله بوده که باعث تطابق بیشتر فرآیند طراحی بر رفتار واقعی سازه شده است. در حالت کلی، هدف این روش بالا بردن سطح ایمنی در سازه ها است. یکی از مهمترین روشهایی که تا بحال در این مقوله مطرح شده، روش پیشنهادی مرکز تحقیقات مهندسی زلزله پاسیفیک میباشد. یکی از مهمترین بخش‌های این روش پیشنهادی، محاسبه پاسخ سازه بوده که پارامترهای تقاضا و ظرفیت لرزه‌ای سازه بر این اساس بدست می‌آیند. در این روش پارامترهای تقاضا و ظرفیت سازه‌ای با استفاده از منحنی‌های تحلیل دینامیکی فزاینده محاسبه میشوند که این منحنی ها نیز بر اساس تعداد قابل توجهی از تحلیل‌های دینامیکی غیرخطی برای یک مجموعه مناسب زلزله‌های انتخابی بدست می‌آیند. بدیهی است که تحلیل‌های دینامیکی فزاینده میتوانند بسیار زمانگیر باشند. از اینرو، در صورتی که بتوان تعداد زلزله‌های کمتر و هدفمندی را پیش از انجام این تحلیل ها انتخاب نمود، از حجم تحلیل های لازم در این زمینه کاسته خواهد شد. بدین منظور مفهوم اولویت‌بندی شتابنگاشت‌ها در این رساله مطرح شده است. با استفاده از این مفهوم، با تعداد اندکی از زلزله‌ها میتوان به منحنی‌های تحلیل دینامیکی فزاینده خلاصه شده واقعی (بر اساس تعداد بیشتری از زلزله ها) دست یافت. در این رساله، در قالب فرضیات موجود، نشان داده شده است که سه منحنی اصلی خلاصه شده تحلیل دینامیکی فزاینده (16، 50 و 84 درصد) را میتوان تنها با شش زلزله از لیست اولویت‌بندی با تقریب مناسبی پیش بینی نمود. بر این اساس میتوان حجم تحلیل غیرخطی سازه را به نحو چشمگیری کاهش داد. این روش قابل استفاده برای اهداف طراحی یا آزمایشگاهی نیز میباشد. چون در این موارد نیز عملا امکان استفاده از تعداد زیادی زلزله مقدور نمیباشد. همچنین با استفاده از این روش میتوان استفاده از زلزله‌های واقعی را جایگزین استفاده از زلزله‌های شبیه‌سازی شده مصنوعی نمود.


Performance Base Earthquake Engineering, PBEE, is a new framework for improved seismic risk assessment which enables stakeholders to make better informed decisions. Performance Base Earthquake Engineering is one of the major recent improvements in adapting the design procedure to the real behavior of structure which its main goal is increasing the seismic safety. The most popular approach to Performance Base Earthquake Engineering is PEER PBEE method. One of the most important sections in the PEER PBEE methodology is the system response which defines the seismic demand and capacity. The demand and the capacity of structure are usually obtained from Incremental Dynamic Analysis, IDA, which needs several nonlinear dynamic analyses under a proper suit of ground motion records. The IDA analysis, obviously, can be very time consuming. Hence, there is a clear computational advantage if the selection of some representative ground motion records can be done a priori before the IDA analysis is performed. For this purpose the concept of the precedence list of ground motion records is defined in this dissertation. By using of a few number of ground motion records from the predefined precedence list the median (or any other fractile IDA curves) can be obtained by approximately the same precision if all the records (in the bin) being used. It is demonstrated that, at least in the context of this dissertation examples, the three most common summarized IDA curves (i.e. 16%, 50% and 84% fractile curves) can be obtained by employing only six ground motion records. This methodology enables designer to pre-select a few representative ground motion records before the IDA analysis is performed, hence the computational effort is significantly decreased. The proposed methodology is also applicable to the design and the performance assessment process as well as the experimental purposes and allows a designer to use real ground motion records instead of compatible, synthetic or artificial records.

فرامرز عالمی
مطالعه آزمایشگاهی وتحلیلی ارزیابی کمی آسیب پذیری لرزه‌ای دیوارهای آجری غیرمهندسی متداول در ایران


ساختمانهای آجری غیر مهندسی در زلزله های گذشته، آسیب های شدیدی را متحمل شده اند. با توجه به تعداد زیاد این ساختمانها در ایران و در سایر نقاط جهان، ارزیابی آسیب پذیری و بهسازی لرزه ای این ساختمانها ضروری بوده وبرای انجام بهسازی بهینه به روشهای ارزیابی آسیب پذیری تحلیلی نیاز می باشد.
روشهای ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای ساختمانها ودیوارهای آجری شامل روشهای ساده آئین نامه ای، روشهای پیچیده اجزاء محدود و اجزاء مجزا و روشهای کاربردی مانند قاب معادل می باشند. گرچه روشهای آئین نامه ای وکاربردی، اغلب از دقت پائین تری نسبت به روشهای اجزاء محدود و اجزاء مجزا برخوردارند، اما به دلیل تعداد زیاد و تنوع دیوارها و ساختمانهای آجری، همواره روشهای کاربردی مورد توجه محققین بوده است. از طرفی با توجه به نحوه متداول چیدن دیوارها در ایران و خالی بودن بندهای قائم از ملات، استفاده از روشهای آئین نامه ای و روشهای کاربردی مانند قاب معادل، نیاز به کالیبره شدن دارند. بنابر این با توجه به عدم وجود نتایج آزمایشگاهی در مورد رفتار لرزه ای این دیوارها و تعداد زیاد آنها در کشور، هدف از این تحقیق، مطالعه آزمایشگاهی و تحلیلی دیوارهای آجری غیر مهندسی متداول در ایران با استفاده از آزمایش و روشهای تحلیلی کاربردی می باشد.
لذا در این تحقیق، ابتدا ضوابط دستورالعملهای لرزه ای FEMA178 FEMA306,UCBC97, وASCE3103 و همچنین سه دستورالعمل بهسازی ساختمانهای مصالح بنایی موجود در کشورمورد بررسی قرار گرفته و ضمن اشاره به تفاوت های آنها و برخی مغایرت هایی که دستورالعملهای موجود در کشور با یکدیگر و با دستورالعملهای معتبر دارند، روشی تقریبی برای برآورد ظرفیت جانبی دیوارهای آجری غیر مهندسی بر مبنای اعمال اصلاحاتی به ضوابط برخی از این دستورالعملها پیشنهاد شده که در تحلیل مقدماتی نمونه های آزمایشگاهی از آن استفاده شده است.
در ادامه و پس از طراحی و ساخت چیدمان(SET-UP) آزمایش و بدست آوردن مقاومت های آزمایشگاهی واحدهای آجرکاری، جهت دستیابی به اهداف مورد نظر این تحقیق، شش دیوار آجری غیر مهندسی متداول در ایران با مقیاس 1:1که یک نمونه، بدون بازشو، چهارنمونه با بازشو و نمونه ششم بصورت شکافدار بوده است مورد آزمایش سیکلی قرار گرفته و نتایج آن به همراه مودهای شکست ومنحنی های هیسترزیس بدست آمده از آزمایش ارائه گردیده است.
سپس با استفاده از روش مدلسازی قاب معادل (که در این تحقیق برای دیوارهای آجری متداول در ایران کالیبره شده است)، تحلیل استاتیکی غیر خطی و متوسط گیری از مقادیر اصلاح شده پیشنهادی سه دستورالعمل FEMA178 FEMA306,UCBC97, و با مقایسه نتایج آزمایشگاهی و تحلیلی، روشی تحلیلی برای ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای دیوارهای آجری غیر مهندسی متداول در ایران پیشنهاد گردیده که انطباق قابل قبولی با نتایج آزمایشگاهی داشته است.
با استفاده از روش ارزیابی آسیب پذیری پیشنهادی، ظرفیت جانبی دیوارهای آزمایش شده با خطای متوسط14 درصد، تغییر مکان نهایی با خطای متوسط 28 درصد و مودهای شکست این دیوارها بصورت نسبتا دقیق ارزیابی گردیده است. همچنین پوش پاسخ سایکلیک آزمایشگاهی با منحنیهای نیرو- تغییرمکان بدست آمده ازروش پیشنهادی، انطباق مناسبی داشته است که دقت روش تحلیلی پیشنهادی را تایید می نماید. همچنین در این تحقیق، ضوابط بازشوها در استاندارد 2800 ایران و سایر دستورالعمل های لرزه ای موجوددرکشوربا استفاده از نتایج آزمایشگاهی و به صورت اجمالی، مورد نقد و بررسی قرار گرفته و ضرایب رفتار مقایسه ای برای دیوارهای آزمایش شده ارائه گردیده که حاکی از آن است که با ارائه راهکارهای بهسازی مناسب و حذف مودهای ترد و با شکل پذیری کم، می توان ضریب رفتار و عملکرد لرزه ای دیوارها و ساختمانهای آجری را ارتقاء داد که شناسایی و حذف مودهای رفتاری ترد با استفاده از روش ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای پیشنهادی، قابل انجام می باشد.

مسعود نورعلی آهاری
تحلیل بلند شدگی مخازن استوانه ای مهار نشده فولادی تحت اثر مولفه های افقی و قائم زلزله

موضوع این پایان نامه تحلیل بلند شدگی مخازن مهار نشده فولادی می باشد. بدین منظور مدل مكانیكی ساده‌ای متشکل از سیستم جرم-فنر-میراگر و فنر پیچشی معرف بلندشدگی ورق کف مخزن استفاده شده است. فنر پیچشی مذكور دارای رفتار غیر خطی مصالح و رفتار غیر خطی هندسی ناشی از وجود نیروی محوری و تغییر مداوم سطح تماس آن با تكیه‌گاه است. به منظور تعیین منحنی رفتاری، ورق كف با استفاده از تعدادی تیر مثلثی شكل مدل شده است. تیرهای مورد نظر در امتداد شعاعهای مختلف ورق كف بوده و از اندركنش تیرهای مجاور صرفنظر شده است. تاثیر دیوار مخزن بر بلند شدگی ورق كف با استفاده از قیود انتهایی محوری و پیچشی متصل به تیرها در نظر گرفته شده است. رفتار غیر خطی مصالح در تیرها تنها به ایجاد مفصل پلاستیك در محل اتصالشان با دیوار مخزن محدود شده است. در ادامه با استفاده از منحنی نیرو-بلندشدگی تیرها و با فرض دوران صلب دیوار مخزن، منحنی لنگر مقاوم در برابر واژگونی-دوران ورق كف مخزن حاصل گردیده است. بدین منظور برای مقادیر مختلف بلندشدگی تعادل دورانی کل مخزن نوشته شده و لنگر مقاوم در برابر واژگونی بدست آمده است. سپس معادلات حركت دینامیكی مخزن شامل سه درجه آزادی مودهای ضربه‌ای و مواج مایع و مود گهواره‌ای مخزن-مایع نوشته شده است. به منظور حل معادلات حركت از روشهای نیومارك- و رانگ-كوتا مرتبه 4 استفاده گردید. پس از حل معادلات حركت، تاثیر پارامترهایی نظیر نسبت ابعادی مخزن، مود مواج نوسانات مایع، ضریب ضربه، شتابنگاشتهای مختلف، وجود مولفه قائم و انعطاف‌پذیری خاك زیر شالوده بر بلند شدگی مخزن مهار نشده مورد بررسی واقع شد.
به منظور حصول اطمینان از صحت روابط تحلیلی حاكم بر بلند شدگی، مدل آزمایشگاهی مخزنی عریض ساخته شده و در آزمایشگاه سازه پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله مورد آزمایش قرار گرفت. بدین منظور در ابتدا مدل مذكور بر روی سطحی شیبدار قرار داده شد تا در اثر لنگر واژگونی ناشی از اختلاف فشار هیدرواستاتیكی دیوار مخزن دچار بلند شدگی گردد. در این آزمایش میزان بلند شدگی نقاط مختلف ورق كف مخزن اندازه گیری شد. سپس مخزن مورد نظر تحت آزمایش ارتعاش آزاد بلندشدگی قرار گرفت تا برآوردی از ضریب ضربه كف مخزن و تكیه‌گاه آن حاصل شود.
همچنین مدل مخازن مهار شده و مهار نشده در محیط نرم افزار ساخته شده و مورد تحلیلهای استاتیكی و دینامیكی قرار گرفت. به منظور انجام آزمایشهای استاتیكی، مایع داخل مخزن با فشار هیدرواستاتیكی معادل آن جایگزین شد. در آزمایشهای دینامیكی از المانهای مایع در مدلسازی استفاده گردید.


Unanchored cylindrical steel storage tanks are prone to uplift in severe earthquakes which might result in some failure modes in the tanks such as the elephant foot buckling of the their walls, and tearing of their base plates. The main purpose of this research is to investigate the uplift of unanchored tanks under earthquake excitation which in three phases. In the first phase, the mass-spring-damper system was used for the dynamic analysis of the unanchored tanks which had three degrees of freedom consisting of impulsive and convective modes of tank-liquid system and the rocking of the base plate. A rotational spring was further used to model the rocking stiffness of the system. To define the stiffness of the spring, the base plate was later modeled by a finite number of tapered beams and its moment rotation diagram was obtained using the vertical force-uplift of the beams. The effects of the aspect ratio of tanks, convective mode, restitution factor, existence of vertical component of earthquake and soil flexibility on uplift response were all investigated.
In the second phase, a broad tank was experimentally investigated in the structural laboratory of the International Institute of Earthquake Engineering and Seismology in two steps. In the former, the tank's support was tilted up which resulted in the uplift of its base plate. In the latter, the free vertical vibration of the tank was investigated and the restitution factor of the impact of the base plate on its support was obtained.
In the last phase, the finite element model of the anchored and unanchored tanks was analyzed using ANSYS. In the dynamic analysis, the liquid was modeled by the Laplacian elements. Comparison of the analytical and finite element results indicated that the analytical procedure can be used for the dynamic analysis of unanchored tanks.

خشایار پورآذین
بررسی رفتار لرزه ای ساختمانهای آجری با کلاف ساخته شده بر اساس ضوابط آئین نامه زلزله ایران
(ویرایش سوم استاندارد 2800)

در این رساله ، پس از سیر تحقیقات در زمینه دیوارهای آجری غیر مسلح از روش طراحی بر اساس عملکرد به عنوان روشی برای بررسی دقیقتر رفتار لرزه ای ساختمانهای آجری کلافدار استفاده می شود. هدف از انجام این مطالعه ، تعیین ظرفیت باربری نهائی و شکل پذیری دیوارهای آجری با کلاف ، بوجود آوردن ارتباط بین فصول دوم و سوم استاندارد 2800 ، بررسی نحوه ترک خوردگی و گسترش شکست در دیوارها ، تعیین نقطه عملکرد ساختمان آجری کلافدار مورد مطالعه و کنترل عملکرد دیوارهای آن می باشد. برای انجام این مطالعه از نرم افزار DIANA استفاده گردید و برای تعیین بخشی از پارامترهای مصالح و مقایسه شرایط واقعی با نتایج تحلیل دیوار آجری کلافدار ، مطالعات آزمایشگاهی نیز بدان افزوده گشت. در آزمایشگاه سازه پژوهشگاه سه نمونه آجری برای آزمایش کششی و سه نمونه آجری برای آزمایش فشاری ساخته شدند و مقاومت کششی و فشاری نمونه ها به همراه انرژی شکست کششی و فشاری آنها تعیین گردیدند. در این مطالعه فرض گردید رفتار نمونه های آجری ساخته شده ارتوتروپیک کم می باشد که با توجه به نحوه ساخت این نمونه ها قابل توجیه می باشد. جهت بدست آوردن شرایط واقعی و مقایسه آن با نتایج تحلیل ، ساخت دو نمونه دیوار آجری کلافدار مشابه در آزمایشگاه سازه پژوهشگاه انجام گردید و این نمونه ها تحت اثر بار جانبی استاتیکی افزاینده قرار گرفتند. از طرف دیگر در تحلیل دو بعدی دیوار آجری کلافدار و تعمیم آن به تحلیل سه بعدی یک ساختمان آجری کلافدار محدودیتی وجود دارد و آن قابل استفاده بودن برخی از مدلهای ترک خوردگی تنها در تنش مسطح (تحلیل دو بعدی) می باشد. از آنجائیکه لازم است برای مدلسازی پانل آجری از روش ترک خوردگی بر مبنای پلاستیسیته استفاده شود لذا تصمیم گرفته شد که از دو روش برای تحلیل دیوار آجری کلافدار استفاده شود. در روش تحلیلی اول که فقط در تنش مسطح کاربرد دارد برای مدلسازی دیوار آجری از معیار ارتوتروپیک رانکین - هیل ، برای مدلسازی کلافهای افقی و قائم از معیار رانکین و برای مدلسازی المان حد فاصل از مدل اصطکاکی کولمب استفاده گردید. در این روش موقعیت سطوح سیلان بخش آجری دیوار در فضای تنش در اثر نرم شوندگی یا سخت شوندگی جابجا شده و می توان بوسیله آن شاخه کاهش یابنده منحنی رفتاری دیوار آجری کلافدار را که در اثر خرد شدگی پانل آجری اتفاق می افتد مشاهده نمود. بوسیله روش تحلیلی دوم که در برآورد رفتار داخل صفحه و خارج صفحه دیوار آجری کلافدار قابل استفاده است می توان تحلیل دو بعدی دیوار آجری کلافدار و نیز تحلیل سه بعدی ساختمان آجری کلافدار را انجام داد. در این روش از معیار ارتوتروپیک هوفمن برای مدلسازی دیوار آجری و از روش ترک خوردگی دوران یافته برای کلافهای افقی و قائم استفاده می شود. برای مدلسازی المان حد فاصل نیز نظیر روش تحلیلی اول عمل می شود. در این روش سخت شوندگی و نرم شوندگی مصالح تاثیری بر سطوح سیلان در فضای تنش نداشته و نمی توان با استفاده از این روش شاخه کاهش یابنده منحنی رفتاری ساختمان آجری کلافدار (یا دیوار آجری کلافدار ) را در اثر خرد شدگی مصالح بدست آورد. اما با توجه به سطوح عملکرد مورد قبول برای دیوارهای آجری کلافدار که در فصل پنجم مورد مطالعه قرار می گیرند می توان گفت که سطح عملکرد ایمن با زاویه دریفت 4/0 درصد ، نقطه آغاز شاخه کاهش یابنده منحنی رفتاری دیوار آجری کلافدار می باشد و بنابر این اگر دیوارهای آجری کلافدار ساختمان در نقطه عملکرد تحت زاویه دریفت کمتر از مقدار فوق قرار گیرند می توان از روش تحلیلی دوم با دقت کافی استفاده نمود. بعلاوه بدلیل آنکه رفتار دیوار آجری کلافدار کنترل شونده توسط تغییر شکل است می توان از معیار هوفمن برای مدلسازی بخش آجری آن استفاده نمود. متدولوژی مورد استفاده بدین صورت است که ابتدا نتایج حاصل از بارگذاری استاتیکی افزاینده دیوارهای آجری کلافدار در آزمایشگاه بدست آمده و سپس با نتایج حاصل از روشهای تحلیلی اول و دوم مقایسه می گردند. اگر نتایج این مقایسه همخوانی خوبی را نشان دهد در اینصورت می توان با استفاده از روش تحلیلی دوم به مطالعه رفتار یک ساختمان آجری کلافدار (تحلیل سه بعدی ساختمان) پرداخت. همانطور که در فصل چهارم نیز بحث شده است منحنی های ظرفیت بدست آمده از مطالعات آزمایشگاهی و مطالعات تحلیلی همخوانی خوبی را نشان می دهند. پس از بدست آوردن نقطه عملکرد ساختمان و کنترل عملکرد دیوارهای آجری کلافدار ساختمان مورد مطالعه نوبت به بررسی آسیب پذیری دیوارها که مطابق استاندارد 2800 مدل شده اند می رسد. با استفاده از این بررسی می توان نقاط آسیب پذیر را بخوبی شناسائی نمود و برای بهسازی لرزه ای آنها راهکارهائی را در نظر گرفت.

مسعود نکويي
بررسی رفتارا سازه های جداسازی شده جرمی و کنترل نیمه فعال آنها در برابر زلزله

روشهای متداول طراحی سازه ها در مقابل زلزله عملا تحت عنوان روشهاي طراحی بر اساس مقاومت و شکل پذیری سازه ها معرفي می‌شوند كه فلسفه عمومي این روشها بر دو اصل ایجاد سختی و مقاومت در سازه جهت کنترل تغییرمکان جانبی و جلوگیری از تخریب اعضای سازه ای و غیر سازه ای تحت اثر زلزله های کوچک و متوسط و ایجاد شکل پذیری و قدرت جذب انرژی مناسب در سازه بخاطر ممانعت از فروریختگی سازه در زلزله هاي شدید بنا شده است . در این روش هاي طراحی، سازه در مقابل زلزله‌های متوسط و شدید رفتاری غیرارتجاعی دارد و از اینرو شکل پذیری و جذب انرژی ناشی از زلزله بصورت تغییرشکل خمیری و ايجاد مفاصل پلاستیک از خصوصیات اساسی طراحی در این روش ها می‌باشد. این مفاصل محل تجمع خسارت بوده و اغلب قابل تعمیر نیستند. حال آنکه روشهای نوین طراحی لرزه ای ساختمانها اغلب توصیه به حفظ رفتار ارتجاعي سيستم با افزایش میرایی و پريود سیستم دارند. این روشها در عمل به تغییر در مشخصه های دینامیکی سیستم در ارتباط با سختی و میرایی آن می‌پردازند كه از جمله آنها می توان به روش جداسازی جرمی اشاره نمود. از روش جداسازی جرمی مي توان به عنوان يكي از روشهای نوین طراحی لرزه ای نام برد كه در عين بالا بردن عملكرد لرزه اي سيستم سازه اي به لحاظ سهولت اجرا و اقتصادي بودن قابل رقابت با روشهاي متداول طراحی لرزه ای سازه ها به نظر مي رسد . از اين رو بررسي رفتار سازه هاي جدا سازي شده جرمي و كنترل آنها در برابر زلزله به عنوان محورهای اصلی این تحقیق انتخاب شده اند . سازه هاي جدا سازي شده جرمي مورد بررسي در اين تحقيق از يك زيرسيستم جرمي و يك زيرسيستم سختي تشكيل شده اند. زيرسيستم جرمي شامل جرم اصلي سازه قرار گرفته برروی قابي با سختی کم مي باشد كه از طریق مکانیزم جداسازی در ارتفاع سازه شامل ميراگرهاي ويسكوز به زيرسيستم سختي سازه كه شامل قاب مهار شده با سختی زیاد مي باشد ، متصل شده است . وظیفه اصلی زیرسیستم جرمی، بالا بردن پریود سازه و در نتيجه كاهش نیروها و انرژی ورودي ناشي از زلزله می‌باشد. از آنجائیکه نرمی‌این زیرسیستم می‌تواند سبب تغییرمکانها و نیروهای نامتناسب در‌سازه‌گردد ، زیرسیستم سختی نقش ‌کنترل نیرو ‌و تغییرشکل ‌را در زیرسیستم جرمی ‌از‌ طریق ایجاد تکیه‌گاه برای نیروهای عکس‌العمل ‌ادوات ‌جداساز‌ كه همان ميراگرهاي ويسكوز مي باشند را ایفا می‌نماید. استفاده از ميراگرهاي ويسكوز به عنوان ‌ادوات ‌جداساز در اين سازه ها باعث افزایش میرایی سیستم و كاهش انرژی ورودي ناشي از زلزله مي شود . مدل تحليلي مورد استفاده در اين تحقیق يك مدل دوجرم _ فنر مي باشد كه يك حالت كلي تري از مدل سه الماني ماكسول مي باشد. دراين بررسي از سیستم‌های کنترل نيمه فعال كه قابليت اطمينان مناسبي در هنگام زلزله دارا مي باشند و در عين حال اقتصادي نيز مي باشند ، براي كنترل سازه هاي جدا سازي شده جرمي در برابر زلزله استفاده شده است. اين سيستم كنترلي شامل ميراگرهاي هيدروليكي نيمه فعال مي باشد كه به عنوان مکانیزم جداسازی در ارتفاع سازه در بين دو زيرسيستم جرمي و سختي سازه قرار مي گيرند. در اين تحقيق قابليت روش جداسازي جرمي در كاهش اثرات ناشي از زلزله با دو رويكرد پارامتري و عددي مورد بررسي قرار گرفته است . در رويكرد پارامتري با تعريف ضريب جداسازي و بدست آوردن مشخصات ديناميكي سيستم ، مقدار بهينه نسبي ثابت ميرايي بصورت پارامتري بدست آورده شده و رابطه ضريب جداسازي با حداكثر ميرايي سيستم نشان داده شده است . در رويكرد عددي پاسخ سازه هاي جداسازي شده جرمي در برابر زلزله در دو حالت غير كنترلي و تحت تاثير كنترل نيمه فعال مورد بررسي قرار گرفته است و با پاسخ سازه هاي جداسازي نشده جرمي مقايسه شده است . كنترل سازه هاي جدا سازي شده جرمي نيز يكي از محورهای اصلی این تحقیق به شمار مي رود . هدف از كنترل اين سازه ها ، دست يافتن به عملكرد مطلوب تر اين سازه ها در برابر زلزله مي باشد . در همين راستا يك الگوريتم كنترلي مناسب جهت كنترل نيمه فعال سازه هاي جداسازي شده جرمي در برابر زلزله ارايه شده است . الگوريتم كنترلي ارايه شده در اين تحقيق يك الگوريتم منطقي باز و بسته با لايه هاي تصميم گيري مختلف مي باشد كه در اين لايه ها با توجه به سطح عملكرد مورد نظر و مقادير بيشينه پاسخ سازه در برابر زلزله تصميم مناسب بر اساس رفتار كلي سازه با استفاده از جملات شرطي ساده گرفته مي شود . بررسی های فوق در جهت تبیین روش جداسازی جرمی هم بصورت طيفي و هم بر روی سازه های چند درجه آزادی صورت گرفته است.
نتايج عددي، نشان دهنده كاهش قابل توجه نيروهاي ورودي زلزله در سازه هاي جداسازي شده جرمي نسبت به سازه هاي جداسازي نشده جرمي مي باشند. همچنين اين نتايج عملكرد مطلوبتر سازه هاي جداسازي شده جرمي و حساسيت كمتر آنها به مقادير ثابت ميرايي ميراگر در برابر زلزله را در حالت كنترلي نشان مي دهند .